خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : دشتى )
29
نهج البلاغه ( فارسى )
خود جاى عبرت و شايستهء انديشه و فكر است . اگر در اثناء سخنان انتخاب شده لفظ مردّد و يا معنى مكرّرى آمده است ، عذر من در اين باره اين است كه در روايات مربوط به سخنان امام عليه السّلام اختلاف است : گاهى سخنى را در روايتى يافتم و همانطور كه بوده آن را نقل كردهام . سپس روايت ديگرى در همان موضوع به دستم رسيده كه با روايت قبل يكسان نبوده ، امّا به خاطر مطالب بيشترى كه داشته ، و يا به خاطر لفظ جالبترى كه در آن به كار رفته ، لازم بود آن را نيز بياورم . اين نيز ممكن است بر اثر سهو و نسيان نه از روى عمد دوباره آورده شده است . با اين حال ادّعا نمىكنم كه من به همهء جوانب سخنان امام عليه السّلام به طورى احاطه پيدا كردهام كه هيچ كدام از سخنان او از دستم نرفته است ، بلكه بعيد نمىدانم كه آنچه نيافتهام بيش از آن باشد كه يافتهام ، و آنچه در اختيارم قرار گرفته كمتر از آنچه به دستم نيامده باشد . اما وظيفهء من غير از تلاش و كوشش و سعى فراوان براى يافتن اين گم شده نيست ، و از خدا مىخواهم در اين امر مرا راهنمايى كند . بعد از تمام شدن كتاب چنين ديدم كه نامش را « نهج البلاغه » بگذارم ؛ زيرا اين كتاب درهاى بلاغت را به روى بيننده مىگشايد ، و خواستههايش را به او نزديك مىسازد . اين كتاب هم مورد نياز دانشمند و عالم ، و هم دانشجو و متعلّم است ، و هم خواستهء شخص بليغ و زاهد در آن يافت مىشود . در بين كلمات امام عليه السّلام سخنان شگفت انگيزى در مورد توحيد ، عدل و تنزيه خداوند از شباهت به خلق مىبينم كه تشنگان را سيراب كرده ، و پردهها را از روى تاريكى شبهات بر مىگيرد . از خداوند بزرگ توفيق و نگهدارى از لغزش را خواستارم ، و نيز مىخواهم كه به من در اين راه مقاومت و يارى بخشد و از خطاى فكر پيش از خطاى زبان ، و از خطاى سخن ، پيش از لغزش قدم ، به او پناه مىبرم . او مرا كفايت مىكند و بهترين حافظ و ياور است . سنهء 400 هجرى الشّريف الرّضيّ « ابو الحسن محمد بن حسين الطاهر ذو المناقب »